تبلیغات
نوشته های بوشهر نشین
نوشته های بوشهر نشین

بوشهر، مردم بوشهر، جاذبه های بوشهر، فرهنگ بوشهر

مدیر وبلاگ :

5 عکس زیبا از مناظر بوشهر

دوشنبه 24 آبان 1389  ساعت: 10:26 ق.ظ

نوع مطلب :عکس ،

ساحل بوشهر
 
در ادامه مطلب ببینیدو پس از ذخیره نمودن

ادامه مطلب


نوشته شده توسط:

ویرایش:--
برچسب ها: ساحل، عکس، بوشهر،

محلات بوشهر

دوشنبه 24 آبان 1389  ساعت: 10:24 ق.ظ

نوع مطلب :مکان ها ،

بوشهر دارای محلات مختلفی است كه دارای نام هایی عجیب هستند و می گویند زمانی این محلات چند خانه هایی جداگانه بوده اند كه كم كم به هم پیوسته اند.

پایگاه ششم شكاری شهر بوشهر را به دو قسمت شهر و بهمنی تقسیم نموده است و در چند سال اخیر مناطق حاشیه ای نیز گسترش یافته و جمعیت زیادی در آنها ساكن شده اند كه دلیل اصلی آن هم گرانی كاذب  خانه در بخش اصلی بوشهر می باشد  بطوریكه شنیده ام زمانی قیمت زمین به متری یك میلیون تومان هم رسیده بوده است كه در استان بوشهر بی همتا می باشد.

اما نام محلات بوشهر را كه تا به حال شنیده ام به این قرار :

كوی شنبدی، كوی صلح آباد، كوی بن مانع، كوی شكری، كوی هلالی، كوی جبری، كوی خواجه خضر، مخبلند، كوی سبز آباد،دواس، تنگك 1 تا 3، كوی جلالی، كوی بیسیم، كوی سنگی، كوی عاشوری، كوی ریشهر، كوی امام زاده، كوی باغ زهرا، كوی سر تل، ریشهر جدید، محله بهمنی و كوی جفره كه بوشهری ها از آن بعنوان محله گردنكشان و خلافكاران یاد می كنند.

آن طور كه متوجه شده ام به غیر از مهاجران امثال بنده كه به لهجه دشتستانی و غیر بوشهری صحبت می كنیم طرز صحبت و لهجه خود بوشهری ها هم متفاوت می باشد و با كمی دقت متوجه مختلف بودن افعال بكار رفته و تركیب بندی جملات می شوید.



نوشته شده توسط:

ویرایش:شنبه 29 آبان 138901:58 ب.ظ
برچسب ها: محلات، بوشهر، بهمنی، ریشهر، جفره، لهجه،

فرهنگ رانندگی در بوشهر

پنجشنبه 20 آبان 1389  ساعت: 07:19 ق.ظ

نوع مطلب :فرهنگ مردم ،

فرهنگ رانندگی در بوشهر را اگر بخواهیم با جمله ای قصار بگویم این چنین است: موتورها به قصد مردن می رانند و ماشین ها به قصد كشتن رانندگی می كنند.

چند صحنه:

  • در سر میدان هیچ ماشینی نه سرعت خود را كم می كند و نه حاضر است به دیگری اجازه دهد كه برود؛ اینكه هر گاه دو خودرو با هم بر سر میدان برسند حق تقدم با آن خودرویی است كه در حال گردش درون میدان است را كسی تا بحال نشنیده است.
  • یك چهار راه نیمه خلوت؛ صدای آهنگ از دور به گوش می رسد و ناگهان خودرویی با چنان سرعتی می گذرد و تو می بینی كه آسفالت هم بدنبال او در حال جمع شدن می باشد.
  • شب تاریك است و داری از سمت راست خیابان می روی كه یك باره چیزی جلوی تو برق می زند؛ بله نور لامپ یكی از خانه های اطراف بوده كه بر روی قطعه ی براق یك موتور سیكلت افتاده؛ باید توقف كنی چون او كه قصد توقف ندارد. موتور سوار كه با سرعت و به قصد مردن راه می پیماید را می بینی كه بچه ای روی باك نشانده و دو خانم هم پشت سرش نشسته اند؛ آخرین زن دست چپش را دور بغل كودكی كرده و مشغول حرف زدن با مرد می باشد. اصلا بی خیال اولین مورد كه نبوده.
  • بر سر یك سه راهی كامیون آمیكو درست وسط كوچه است و بی كه زَ لَش بره (ترسیدن) اصلا توقف نمی كند و می خواهد از  فرعی وارد اصلی شود؛ موتور سواری كه می خواهد به او نشان دهد كه دارد اشتباه می كند!!!!! چنان از مقابل سپر جلوی كامیون از چپ به راست می راند كه انگار می بینی از بین دو چرخ كامیون می گذرد؛ صدای بوق ممتد كامیون مانند غرش رعد بلند می شود و سپس صدای راننده را می شنوی كه خواهر مادر موتوری را حواله به این و آن می دهد و موتوری هم عباراتی مشابه به كار می برد.


نوشته شده توسط:

ویرایش:--

نمایشگاه حجاب در بوشهر

چهارشنبه 19 آبان 1389  ساعت: 09:32 ق.ظ

نوع مطلب :آنچه می بینم ،

بوشهر كه حقیقتا بی حجابی و بی حیایی در آن بیداد می كند و پاساژها و میدان ... آن به محل تجمع بی حجابان مشهور است این روزها محل استقرار نمایشگاه حجاب شده است.

امشب 18/8/89 برای دومین بار به این  نمایشگاه رفتم.

نمایشگاهی ضعیف كه شامل یك میز با سه كامپیوتر و اینترنت برای دیدن سایت HIJABHOUSE، دو میز فروش كتاب و یك فروشگاه شلوغ فروش لباس و پوشش اسلامی زنانه و دیوارهایی از تابلوهایی مرتبط با موضوع حجاب و عوامل بی حجابی و حجاب از دیدگاه بزرگان و ...

  • آقایانی كه منتظر خانم هایشان هستند از بیكاری به هم نگاه می كنند و برخی هم خودشان را با كودكانشان مشغول نموده اند.

    

خانمها سرگرم خرید هستند و غرفه فروش لباس حسابی شلوغ است. انواع و اقسام چادر هم تن این مانكن های مادر مرده كه همیشه سیخ وُ ی می سن (می ایستند) كرده اند؛ چادر لبنانی، چادر دانشجویی؛ چادر قجری؛ چادر بحرینی؛ چادر... ت و شلوار تنش مشخص است باید استاد مستادی چیزی باشد، مرد بچه بغلی كه ظاهرا از مسئولان نمایشگاه است را گیر آورده و دارند بحث می كنند راجع به اینكه چرا در نمایشگاه چادر  رنگی نیاورده اند؛ به آنها نزدیك می شوم. بحث كه بالا می گیرد مرد كت و شلواری كه حالا بر زبان آورده استاد جامعه شناسی و اهل برازجان است راجع روان شناسی رنگ و حجاب می گوید و مرد جواب دهنده راجع به عفت و پاكی و چادر در اسلام دو مرد دیگر وارد بحث می شوند، یكی از آنها كه ظاهرا از برادران سپاهی است دست استاد را می گیرد و به غرفه ی پاسخ به سئوالات می برد.

خانم محجبه ای از نشسته و برای سرش را برای شنیدن به سمت مرد استاد بر می گرداند، استاد دانشگاه می گوید چرا زنان ما نمی توانند در جامعه چادر رنگی بپوشند و چرا لباس زنان ما رنگی نیست همه جواب دهنده ها می خواهند برای او اثبات كنند كه لباس رنگی تحریك كننده است و هیچ یك حرف دیگری را نمی فهمد به آن دانشگاهی می گویم شما داری سوال مطرح می كنی و یا تئوری خود را  بیان می كنی، پاسخ نمی دهد و ..... نهایتا از دهن یك خانمی می پرد كه شما با مبانی اسلامی مشكل دارید و هم بس است كه طرف عصبانی بشود و دیگر نشود با او حرف زد.

آخرش معلوم نشد كه طرف سوال فقهی داشت یا عقیدتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ال سی دی 56 اینچ سامسونگ نمایشگاه دارد فیلمی از نمایشگاه در فارس و گیلان پخش می كند.

سازنده ی فیلم برای اینكه مثلا نشان دهد چقدر این نمایشگاه تاثیر داشته است آخر كلیپ با دو دختر  بی حجاب در نمایشگاه های قبلی مصاحبه می كنند و آنها هم با همان تریپ موی افشان و ... پیدا از خوب بودن نمایشگاه و اینكه با حجاب آشنا!!! شده اند می گویند. از سرو وضعشان كاملا معلوم است!!!! اتفاقا امشب هم چند تایی هم گونه تاثیر پذیرفته و تصمیم دارند از این پس كاملا با حجاب شوند.

برپایی این گونه نمایشگاه هایی بهتر از نبود آنها است اما نباید مقابله با بی حجابی فزاینده در بوشهر به این موارد سطحی ختم شود.

در یكی از این تابلوهای آویخته نوشته بود كه یك بار حضرت امام به خانم دباغ می گویند چادر ندارید؟ به احمد بگویم برایتان بخرد (نقل مضمونی) و از آن به بعد طرف محجبه می شود. اگر می خواهند كار فرهنگی كنند باید این طوری بروند عمل كنند.

حالا راجع به این بی حجابی بیشتر خواهم نوشت.



نوشته شده توسط:

ویرایش:چهارشنبه 19 آبان 138909:37 ق.ظ

من در بوشهر

چهارشنبه 19 آبان 1389  ساعت: 09:31 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،دیدگاه ،

بنده الف بنا به دلایل شغلی به همراه همسرم به شهر بوشهر مهاجرت نموده ایم. شهر زادگاه بنده از جمله شهرهای قدیمی استان می باشد كه بر روی خرابه های شهری قدیمی قرار گرفته است و در دوره ی پیش از اسلام پارچه ی آن مشهور بوده است.

قبل آمدن به بوشهر اصلا فكر نمی كردم كه این گونه باشد. با گذشت شش ماه از اقامت تازه دارم از خواب مركز نشینی بیدار می شوم و می خواهم دوباره فعالیت های سابقم را از سر بگیرم.

در بوشهر چیز های زیادی دیده ام و كم كم با فرهنگ ساكنان آن آشنا شده ام، بنابراین می خواهم هر آنچه را كه می بینم و قابلیت نوشتن دارد و البته با عفت عمومی تضاد نداشته باشد در فضای مجازی برای كسانی بنگارم كه می خواهند بدانند اگر غریبه ای به این شهر بیاید چه دریافتی خواهد داشت.



نوشته شده توسط:

ویرایش:--

حرف اول

چهارشنبه 19 آبان 1389  ساعت: 09:30 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

با سلام به شما خوانندگان گرامی.

قرار است در این وبلاگ آنچه را كه بنده در مدت زندگیم در بوشهر دیده و می بینم روایتگری نمایم.

امیدوارم بتونم روایتگر خوبی برای شما خواننده ی عزیز باشم.



نوشته شده توسط:

ویرایش:چهارشنبه 19 آبان 138909:35 ق.ظ

سر آغاز

شنبه 15 آبان 1389  ساعت: 09:04 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

بسم الله الرحمن الرحیم


نوشته شده توسط:

ویرایش:شنبه 29 آبان 138901:59 ب.ظ

  • کل صفحات: 2
  • 1  
  • 2  

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

نظرسنجی

  • نظر شما در مورد این وبلاگ چیست؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها

جستجو